دوباره حمام
گل پسرم امروز جمعه هست و چون بابايي خونس شما زودتر از هر روز بيدار شدي من و تو بابا بأهم برنامه ي مودك ديديم گلم شما به تلويزيون خيلي توجه ميكني به طوري كه هركي نگاهت ميكنه خندش ميگيره و ميكه نگاهش كنيد انگار منتقد برنامه هاي تلويزيونه بابا امروز براي خريد رفت بازار ولي ماشينش تو راه خراب شد و پياده بقيه رأهو امد خانه خداكنه هرچه زودتر درست بشه ماماني عصر بعد ازشير خوردن بهت ويتامين دادم ولي يكدغعه هرچه خوردي بالا اوردي تمام گردنت و موهات كثيف شد بابا گفت ببريمش حمام گلم چه حمامي چه حمامي اول حسابي تو استخر باديت اب بازي كردي و بعدشم حسابي شستمت الأنم خوابيدي ودر خواب به حالت شير خوردن لبهايت را تكان ميدهي

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دوباره حمام
